در خانه ی آب و گل

بی توست خراب این دل

در خانه ی آب و گل

بی توست خراب این دل

237

لیمو، گندم، تاک، انجیر، عناب... سیب!

درخت، بهانه بود! 

آدم، اگر از شجره ی منهیه نمی خورد، آدم نمی شد!



خود کرده رهنمایی، آدم به سوی گندم

ابلیس، بهر تأدیب اندر میان نهاده

خود کرده آنچه کرده وانگه بدین بهانه

هر لحظه جرم و عصیان بر این و آن نهاده