زیاد هم سخت نیست!
فقط کافی ست مثل یک گل، هر جایی که هستی، با طراوت باشی!
دریا بالا آمدآنقدر کهدر قاب پنجره جای گرفتنمی دانمشاید هم پنجره پایین رفتتا دریا را به من نشان بدهدبالاخره از این اتفاق ها می افتدوقتی که تو باشی.حالا که نیستیمن به پرندگان حق می دهمکه نخوانندهمین طور به خورشیدکه مضحک و منگمثل یک دلقک دیوانه از کوچه ها بگذرد...
دریا بالا آمد
آنقدر که
در قاب پنجره جای گرفت
نمی دانم
شاید هم پنجره پایین رفت
تا دریا را به من نشان بدهد
بالاخره از این اتفاق ها می افتد
وقتی که تو باشی.
حالا که نیستی
من به پرندگان حق می دهم
که نخوانند
همین طور به خورشید
که مضحک و منگ
مثل یک دلقک دیوانه از کوچه ها بگذرد...